مرتضى راوندى
105
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . » « 1 » ترجمه : بگو اى پيغمبر بارخدايا اى پادشاه ملك هستى ، تو هركه را خواهى عزت ملك و سلطنت بخشى و از هركه خواهى بگيرى و به هركه خواهى عزت و اقتدار بخشى و هركه خواهى خوار گردانى ، هر خير و نيكويى به دست توست و تنها تو بر هر چيز توانايى . و در پايان آيه 212 سوره بقره مىخوانيم : « . . . وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ، خدا به هركه بخواهد روزى بىحساب بخشد . » و در پايان آيهء 87 سوره نساء خطاب به پيغمبر مىفرمايد : « . . . أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا » . ترجمه : « . . . آيا شما مىخواهيد كسى را كه خدا گمراه كرده هدايت كنيد ، در صورتىكه هركه را خدا گمراه كرد ، هرگز تو بر هدايت او راهى نخواهى يافت . به اين ترتيب عدهيى نيز طرفدار جبر بودند چون مجبّره و اشاعره و برخى انسان را در كليّهء افعال و اعمال خود آزاد و مختار مىدانستند چون معتزله . امام جعفر صادق ( ع ) بين جبر و اختيار ، حد وسط را برگزيد و گفت لاجبر و لا تفويض بل امر بين الامرين . مسألهء جبر و اختيار به نحو عميق در فلسفه و ادبيات فارسى راه يافت و متفكران و صاحبنظران ايرانى بعضى از جبر و عدهيى از اختيار آدمى سخن گفتند و ما براى اطلاع خوانندگان بهطور اجمال نظريات گوناگونى كه در اين زمينه ابراز شده است نقل مىكنيم : قبل از آنكه آراء و نظريات متفكرين ايرانى بعد از اسلام را در زمينه جبر و اختيار ذكر كنيم بىمناسبت نيست به زمينهء فكرى ايرانيان باستان اشاره كنيم و به مقام و موقعيت « انسان » در مذهب زرتشت و وظايف و تكاليف آدميان در گيرودار زندگى توجّه كنيم . اهميت خاص آيين زرتشت در اختيارى است كه براى انسان قايل است « به موجب تعليم زرتشت نزاع بين خير و شر از اول دنيا آغاز شده و تا فرجام آن دوام خواهد داشت ، در اين پيكار البته هر آدمى مىتواند جانب شر را بگيرد يا جانب خير را نگهدارد ، اما چون فتح نهايى با قوهء خير خواهد بود تكليف انسان كه مصلحت او نيز هست آن است كه از دل و جان به سوى خير بگرايد و آن را يارى و تقويت كند ، بنابراين در تعليم زرتشت انسان نيز ، مثل خير و شر ، در ترازوى وجود وزنى دارد و اراده و اختيار او ممكن است موجب تقويت خير يا توسعهء شر بشود ، ازاينرو ، در نظر زرتشت انسان شأنى و مرتبهاى
--> ( 1 ) . قرآن ، ترجمه قمشهاى ، صفحه 42 ، سوره 25 ، آل عمران .